|
انسان بودن یه لقب نیست! مرد بودن لقب نیست!!!
یه بچه واسه اشتباهایی که میکنه گریه میکنه...خب طبیعیه بچه هستش الان که دارم این پست رو مینویسم گلوم و بغض گرفته.البته ربطی به موضوع وبم نداره این بغض.سره یه مثله عشقیه.مهم نیست.بگذریم داشتم میگفتم...یه بچه سره اشتباهاش و خرابکاریاش گریه میکنه. شما وقتی اشتباهی انجام میدی چرا بخاطرش گریه و زاری میکنی؟؟؟؟ بعضی ها میگن استمنا مارو ضعیف کرده. این حرفا یعنی چی؟؟؟ اینو قبول دارم که استمنا بدن و داغون میکنه.ولی تا کی باید ارادمون و به باد رفته تصور کنیم؟ اگه یه کم سخت حرف میزنم منو ببخشید.من هنوز دارم فکر میکنم.میخوام به نتیجه برسم. بعضی ها با دنیا قهر میکنن و خودشون و مظلوم فرض میکنن.استمنا رو میپذیرن.تسلیم میشن و قانع میشن که اینکار طبیعیه..واقعا مزخرفه وقتی شما عضوی از همین دنیا هستین واسه چی خودتون و کنار میکشین..آخه عزیزه من اونی که سرطان داره هم هنوز امیدواره.ما که علاج بیماریمون دست خودمونه چرا؟! یه چیزایی رو واسه خودتون روشن کنید.هر کسی عامل گرایش به استمنا رو یه چیز میدونه.کسی که با تصاویر ناجور تحریک میشه اگه ۱ ماه نگاه به چیزی نندازه دگرگون میشه.کسی که واسه آرامش روحی استمنا میکنه اگه تمام وقت خودش و با موسیقی پر کنه دیگه این تلقین و فراموش میکنه... کسی که روزه میگیره لا اقل مقید میشه که نباید انجام بده چون واقعا گناهش چندین برابر میشه...ولی وقتی روزه نیست هیچ عامل بازدارنده ای رو در نظر نمیگیره.ما آدمای لذت جویی هستیم.!!! اون بغضی که داشتم ترکید و ۱قطره افتاد بالاخره.بیخیال دوستای خوبم آدم لا اقل باید خودش و دوست داشته باشه.این کمترین چیزه ممکنه.شما هر لحظه باید عاشق خودتون باشین.لا اقل عشق و به وجود خودتون ثابت کنین. شمایی که هنوز با خودتون مشکل دارین چطور میخواین فردا یه زندگی رو بچرخونید؟ نزارین زود خودتون و از بین ببرین .بخدا حیفه.احساساتتون و مدام بروز بدین.مردونگیتون و ثابت کنین.به خودتون ثابت کنین. به نظرم کسی که به خودش قول میده که فلان کارو نکنه ولی میاد و زیر قولش میزنه باید فقط براش تاسف خورد.ما عادت کردیم فقط محیط و مقصر بدونیم.بد بار اومدیم. واقعا بشینین فکر کنین.لا اقل سر این یه موضوع جدی باشین و شل نگیرین.کسی که مرد بودن و به خودش ثابت نکنه به راحتی تو جامعه طرد میشه. امیدوارم این حرفا شما رو سر غیرت بیاره..
۱.علی با سلام دوستان عزيز . ميخوام درمورد خودم بگم از زندگيم . من هميشه به مساله خودارضايي ميخنديدم و ميگفتم دكتر اشتباه ميگه دين اشتباه ميگه من اونقد خودارضايي كردم كه تازه دارم ميفهمم چه خبره همه حرفها كاملا درسته من چشمام تار مي بينه لاغر هستم با اينكه بچگي چاق بودم .حوصله هيچ كاري رو ندارم ارادم ضعيف شده من كه اعتماد به نفسم فوق العاده بالا بود به همه چيز مشكوك شدم دچار مشكلات عصبي و رواني شديد شدم بيرون نمي رم و خيلي مشكلات ديگه همش فكر مي كنم دارم مي ميرم. كه ديشب تصميم به خودكشي گرفتم اما چند ساعت فكر كردم و ديدم يك بار كه شده با خودم روراست باشم و به خودم بگم كه بسه پسر و تصميمو جدي كردم كه يك مدت طولاني فقط به خدا فكر كنم .خدا يك بار من رو به كما برد اما ادم نشدم اما امشب ديگه خودم و خدامو گول نزدم و بهش التماس كردم اگر هم بخوام بميرم پاك بميرم .از همتون خواهش مي كنم كه سعي كنيد جلوي نفس خودتون رو بگيريد و خدا رو بشناسيد كه اگه اون لذت رو خدا به شما بده مي فهميد لذت چيه . من چند ماهي توستم ترك كنم كه به اوج لذت رسيدم اما متاسفانه بعدش وضع بدتر .شهوت خوبه اما به وقتش .اين داستان من بود اميدوارم تو وبلاگ قرار بگيره تا دوستان بخونن .من تازه 19 سالمه...
رضا salam man reza 20 salame manam az15 salegi shoru kardam vali baray man ye moshkel agib va bad pish omade man dige balad nistam harf bezanam ye ahval porsi sadaro kharab mikonam to bini harf mizanam goftam shayad tagrobe dashti albate man to tarakam tagriban 2 haftas lotfa age tagrobei dari toro khda bego پاسخ: سلام خدمت دوست عزیزم.راستش عوارض خود ارضایی زیاده.واسه هرکس به نحوی مشکل پیش میاد.من شخصا با این مشکلی که شما دارین روبرو نشدم ولی این مشکل به نظرم ناشی از همون کم شدن اعتماد به نفسه.اگه شما واسه یه مدت کنار بزارینش کم کم اعتماد به نفستون زیاد میشه و میتونین با اراده استوار و جرات توی جمع صحبت کنین.نگران نباشین + نوشته شده در یکشنبه 15 شهریور1388 19:55 توسط وهاب |
آدم وقتی به خدا نیاز داره میره به سمتش و ازش درخواست کمک میکنه.اکثر آدما اینطورین.
وقتی انجامش میدی اعصابت خورد میشه و ممکنه حتی گریه هم کنی...به التماس هم ممکنه بیفتی و از خدا کمک بخوای. خیلی از ما ها که اولش میخواستیم شروع کنیم به ترک کردن زود مغرور میشدیم...مثلا بعد یه هفته انجام ندادنش احساس میکردیم دیگه خوب شدیم.ضد ضربه شدیم و توی ذهنمون احساس میکردیم که دیگه تحریک نخواهم شد. یه جورایی اسمشو میزارم مغرور شدن.یعنی بعد یک یا دو هفته که انجامش نداده بودیم خودمون و تست میکردیم.مثلا میرفتیم ماهواره و روشن میکردیم و ... یا میرفتیم تو سایت گوگل و سرچ میکردیم(با اعتماد به نفس بالا). آدم وقتی یه چیزی به دست میاره خوشحال میشه.کسی که احساس میکنه حالش خوبه گاهی میخواد کاری انجام بده که بیشتر لذت ببره.مثل شراب خوری. استمناء فقط ناشی از یه غفلت هستش..شمایی که دو هفته انجامش ندادی اگه بری ۴تا عکس سکسی ببینی و تحریک بشی دیگه کاره خودتو تموم کردی...مطمئن باش اونوقت با یبار دوبار انجام دادنش هم دیگه قانع نمیشی...مثل آب پشت سد میمونه...اگه سد و باز کنی آب به صورت انفجاری میره..... واسه همینه که من هیچ وقت با ترک کردن تدریجی موافق نبودم..کسی که میخواد یه چیزی و کنار بزاره باید واسه همیشه کنارش بزاره...چون اگه بر اثر یه غفلت کوچیک بره به سمتش همه چی به حالت اول بر میگرده. خودم افرادی و میشناسم که تصمیم به ترک گرفتن بعد ۲ماه انجام ندادن یه دفعه رفتن سمتش و جبران اون ۲ماه و کردن.یعنی ۹ بار در هفته انجامش دادن......ببینین چقدر راحت زحمت ۲ ماه مقاومتشون به باد رفت!!! ... واقعا تاسف باره.. یه چیزی و فراموش نکنین...کسی که سیگاریه دلش به حال خودش نمیسوزه..خود خواهه.حالا سیگار اونقدرها هم ضرر نداره..نهایتش ۴۰۰ تومن خرج میکنی و یه خورده ریه هات سیاه میشه و عمرت کم میشه..ولی تو وقتی استمناء انجام میدی سلول های مغزی و عصبیتو از بین میبری...چی از این بدتر؟ سلول عصبی از بین بره یعنی فلج ذهنی. از دوستای خوبم خواهش میکنم که اگه شروع کردن به ترک حتما از خودشون مراقبت کنن.چون یه غفلت یا غرور ساده شما رو بر میگردونه سر خونه اول.
نظرات دوستان:
۱.تولدی دیگر سلام + نوشته شده در پنجشنبه 5 شهریور1388 13:23 توسط وهاب |
توجه توجه...بشتابید...
ما همه یه روز منتظر یه فرصت بودیم.یه جور مقید بودن و پایبند بودن به یه سری از مسائل که مارو از انجام یه سری کارا باز میداره منظورم روشنه؟ بارها به خودمون قول دادیم که اگه فلان اتفاق بیفتده فلان کارو انجام خواهیم داد.... میخواستم یه مژده بدم واسه اونایی که تازه میخوان ترک کنن و نمیدونن از کجا باید شروع کنن. فردا که جمعه ۳۰ مرداد هست همتون برید حمام و غسل کنین و کاملا پاک بشین.بعد غروبش بعد از خوندن نماز یه عهدی با خدا ببندین. خواهشن جدی باشین.دیگه بالا تر از خدا که کسی نیست که بتونه بهتون کمک کنه.مطمئن باشین به حرفاتون گوش میده. باهاش یه عهدی ببندین.ازش بخواین که بهتون کمک که تا بتونین این ۳۰ روز و روزه بگیرین.و بهش قول بدین که در این ماه حتی به جنس مخالف فکر هم نکنین و کلا فکر گناه و از سرتون بیرون کنین. بعد از اینکه نیت کردین ۵ تا صلوات بفرستین.و به خدا بگین که اگه سر قولتون نموندین هر بلایی خواست سرتون بیاره.چون زیره قول زدن اونم قولی که آدم به خدای خودش میده عواقب سنگینی به همراه داره. ازتون خواهش میکنم این ماه و این فرصت و از دست ندین.این فرصت خیلی خوبیه که فقط سالی ۱بار میاد و میره.خوش بحال اونی که ازش بهترین استفاده رو کنه. خیلی ها رو میشناسم که واسه شروع از همین ماه رمضان شروع کردن و تا همین الان هم انجامش ندادن.من بهتون تضمین میکنم که اگه این ماه با تمام وجود و با تمام قدرت استوار باشین و پاک بمونین بعدش هم دیگه به سمت این سرطان نمیرین چون بدنتون دیگه عادت نداره بهش. از این فرصت طلایی استفاده کنین. + نوشته شده در پنجشنبه 29 مرداد1388 12:54 توسط وهاب |
صحنه های دلخراشی هستن که روح ما رو واقعا آزرده و ناراحت میکنه.کسی از دیدن قتل یه نفر دیگه اصلا خوشش نمیاد.کسی از دیدن جنایت خوشش نمیاد.
دوران دبیرستان وقتی نمره ای کمتر از 10 میگرفتم انقد تو سر خودم میزدم و گریه میکردم که همین باعث میشد دفعه بعد تمام تلاشم و کنم و از جون مایه بزارم که نمرم کم نشه. ریشه حسرت و نا امیدی و ناراحتی از جایی میاد که کاری یا اتفاقی بر خلاف میل انسان باشه. وقتی انجامش میدادم انقدر پژمرده میشدم که انگار بدنم مثل چوب خشک شده و هیچ تحرکی ندارم.گاهی دلم میخواست خودم و شکنجه کنم از شدت ناراحتی. استمنا پدر آدم و در میاره.هرکی میگه ما بعد از انجامش احساس آرامش میکنیم و شارژ میشیم میخواد شمارو تحریک کنه که برید به سمتش..واقعا یه همچین افراد کثیف و پستی با همچین عقایدی در کنارم بودن. نمیگم محاله ولی یکم سخته وقتی شما میخواین انجامش بدید به یاد حالات روحی خیلی بد بعد از انجام دادنش بیفتین...مثل این میمونه که جلوی یه آدم چاق بهترین غذا رو بزاریم و بهش یاد آوری کنیم که اگه این غذا رو بخوری منفجر میشی...ولی باز اون میخوره. اکثر ما چیزایی رو که میبینیم بیشتر میتونیم باهاش ارتباط بر قرار کنیم. یه راهکار خوب میخوام بهتون پیشنهاد کنم..مطمئننن شما بعد از استمنا خیلی ناراحتین و مدام خودتون و سرزنش میکنین..من ازتون میخوام اون لحظه که حالتون بهم ریختشت و تو اوج ناراحتی هستین از خودتون با گوشی موبایل یا دوربین یا هرچیز دیگه...فیلم برداری کنین یا عکسی از چهرتون بگیرین (چهره آدم بعد از استمنا واقعا نفرت انگیزه!)..بعد اون فیلم و نگه دارید تو حافظه گوشی و هر وقت که دیدین احتمال انجام استمنا وجود داره...اونوقت اون فیلم و تماشا کنین و ببینین بعدش چه حالت وحشتناکی پیدا میکنین.شما بادیدن اون فیلم که نقش اصلیش خودتون هستین دیگه به خودتون این اجازه رو نمیدین که سر خودتون همچین بلایی بیارین. این راه و امتحان کنین و جوابش و به من بگین.مدتش مهم نیست .یادتون نره که اون فیلم همش باید دم دست باشه.حتی اگه عکسی از خودتون هم باشه مشکلی نداره (عکس از چهرتون بعد از استمنا).فقط کافیه هر زمان که دلتون خواست خودتون و ارضا کنین به اون فیلم نگاه کنین. امیدورام این راه جواب مثبت بده.
پاسخ به سوالات دوستان: ۱.جوان ۲۵ ساله ایرانی: يه جايي از يكي از امامان نقل كرده بود : ريخته شدن مني در جايي به غير از رحم زن حرام است. پاسخ: سلام خدمت دوست خوبم . باید خدمت شما عرض کنم هر کاری ممکنه هم جنبه مثبت داشته باشه هم جنبه منفی.اول از همه باید از شما بپرسم:آیا استمنا به بدن شما آسیب رسونده؟ شما زندگیتون با حرف اینو اون پیش میره که وقتی اونا بگن یه کاری بده شما هم بگین بده یا برعکس!! ببین داداش خوبم تا وقتی که آدم یه کاری واسش ضرر نداشته باشه هیچوقت کنارش نمیزاره.اگه استمنا مفید بود چرا ما باید به فکر ترک کردن میفتادیم؟؟؟ این همه عوارض..کمه؟ تا یه جایی از صحبت حق باشماست..منم اولاش لذت میبردم.چون هنوز بلایی سرم نیومده بود.حالا جنبه دینی و گناه بودنش به کنار.وقتی خودمو میدیدم که روزبروز دارم پژمرده و افسرده تر میشم به فکر راه نجات افتادم..راستش آدم از روی ناآگاهی هر کاری ممکنه بکنه که بعدش سرش به سنگ میخوره.من خودم قبل از اینکه بفهمم اینکار گناهه به فکر ترک کردن بودم..وقتی بعد از اینکه متوجه شدم که کارم گناه کبیرست واسه ترک کردن مصمم تر شدم. اینم سوره ای از قرآن که دنبالش بودین.(در ضمن احادیث زیادی هم از امامان ما در اینباره هستش) خدای تعالی در سوره ی مومنون می فرماید : *(( و الذین هم لفروجهم حافظون الا علی ازواجهم او ما ملکت ایمانهم فانهم غیر ملومین فمن ابتغی وراء ذلک فأولئک هم العادون ))* { المومنون : 7 – 5 } ( و آنانکه اعضاء تناسلی خویش را از ارتکاب فعل حرام نگه می دارند ، مگر برای زنانشان و (ملک یمین ) و کسی که فراتر از این را طلب کند ، پس آنان تحقیقا تجاوز گر خواهند بود . حکم تحریم استمناء مشمول عمومیت این آیه است که می فرمایید : فمن ابتغی و راء ذلک فاولئک هم العادون ) ) یعنی ارضای شهوت جنسی غیر از طریقه ی ازدواج شرعی و ملک یمین ، مانند لواط و زنا
۲.مهری منم دقیقا همین حالتو داشتم و دارم به منم کسی نگفت حالا دیگه منم واسه آرامش روحی این کاره چرتو میکنم.ولی من بعد از هر بار ارضا شدن مث یه عادته پست و با اجبار 2باره یا گاهی 3باره انجامش میدم.وحشتناکه نه؟با وجوده اینکه یه دخترم دارم خیلی زیاده روی میکنم.از اونجایی که شنیدم این موضوع طبیعیه مثل اینکه حقم باشه انجامش میدم چندبارم خواستم ترکش کنم ولی نشد.کاش ایندفه بشه.آخه تصمیم گرفتم به این مسائل فکر نکنم.تو یه کتابی خوندم از پیامبر که فرمودند:حتی فکرش را هم نکین! به نظر من آدم فقط با ازدواجه که ارضا میشه!نمیدونم شایدم چون یه دخترم اینطوری فکر می کنم واقعا میشه تا ازدواج صبر کرد؟؟؟ پاسخ: سلام خدمت شما دوست عزیز. ترک کردن هر کار نیاز به ایمان و اراده داره.واسه خلاص شدن از این بیماری هم داروی خاصی وجود نداره.دارو و درمانش توی وجود خودمون هست.منتها هر کس به یه شکل این راه و پیدا میکنه و به نتیجه میرسه.بعضی ها از طریق یه سری روشهای طبی میتونن ترک کنن مثلا ورزش فشرده...مخصوصا توی این فصل تابستان که بیشتر وقتمون خالیه و وقت واسه هر کاری هست مشغول شدن با یه ورزش یا یه کار خاص خارج از منزل میتونه خیلی مفید باشه. واسه همه ما یه عامل بازدارنه وجود داره.مثلا من الان 3روز در هفته باشگاه میرم.میدونم اگه انجامش بدم انقدر بدن ضعیف میشه که اصلا نمیتونم ورزش کنم.یا یکی از دوستام از وقتی ترک کرده دیگه موهاش نمیریزه .یکی دیگه از کسانی که گرفتار بودن و الان دارن ترک میکنن خانومی بود که بخاطر فشارات روحی اینکارو میکرد.زمانی تصمیم به ترک کردن گرفت که داشت به حد جنون روانی میرسید.چون اینکار نه تنها نمیتونه مسکن باشه..برعکس آدمو داغون میکنه. باید خدمت شما عرض کنم خود ارضایی برای دخترا اسمش استشها هست که اونم خطرناکه..عوارضش : ضعیف شدن قوای جنسی.آسیب رساندن به پرده بکارت.احساس درد در هنگام قاعدگی.کوچک شدن مغز.از دست دادن انرژی و سرزندگی و طراوت دخترانه.. راجب اینکه گفتین راه حل این موضوع ازدواجه باید بگم: یکی از راههای خیلی خوبش ازدواج میتونه باشه.ولی ما نباید اینحرفو بزنیم .چون ما اراده داریم.همه ما بالاخره یه روز ازدواج هم میکنیم.ولی اون موقع دیگه ترک کردن هنر نیست.الان که دوران مجردیمون و طی میکنیم واسه چی باید آلوده باشیم!!! واقعا حیفه.این و هم خدمتتون عرض کنم : اگه این عادت واستون بمونه و گسترش پیدا کنه اونوقت با ازدواج هم مشکل حل نمیشه..خانوم ۳۱ ساله ای رو میشناسم که با داشتن یه فرزند باز هم نتونسته ترک کنه.باورت میشه؟؟ در ضمن یه چیزه دیگه هم باید بگم و اون اینکه ارضا شدن تو خواب برای مردا طبیعیه و ضرری نداره..اونایی که خود ارضایی میکنن دیگه توی خواب ارضا نمیشن.چون در خواب منی اضافی به طور طبیعی از بدن خارج میشه. ازتون میخوام مطالب این وب و وبهای در این رابطه رو با دقت بخونین و یه تصمیم قاطع بگیرین و جدی باشین. ما راننده جاده های پر دست انداز هستیم.
+ نوشته شده در چهارشنبه 31 تیر1388 12:29 توسط وهاب |
همه چی یه لحظه اتفاق میفته.یه غفلت ساده.یه حس غرور.
وقتی به خودت میای کوله باری از افسوس میمونه برات.چه سودی داره؟ پاد زهری که نمیتونه درد و تسکین کنه فایده داره؟؟با ین فشار روحی میخوای چکار کنی؟! کسی که دچارش هست معنی این حرفا رو میفهمه و به عمق فاجعه پی میبره. اکثر اونایی که از ترک کردن نا امید شدن پیش خودشون میگن : ما با ترک کردن هیچ چیزی به دست نمیاریم اما با انجامش لا اقل یه لذتی میبریم. خودم به عنوان کسی که مدتها دچارش بودم یه همچین افکاری داشتم.به زیبایی سالهای زیادی ازعمرم و ریختم سطل آشغال. راستش نمیخوام ادای آدمای دانا و روشنفکر و ... در بیارم. من یه پیشنهاد دارم و اون اینکه: فقط واسه یبارهم شده جدی باشین.ما دیگه چیزی واسه از دست دادن نداریم.واسه یه مدت بزارین کنار و بعد زمان زیاد کنین.اونوقت متوجه میشین که دارین چیزهایی که از دست دادین و به دست میارین.به خودتون پاداش بدین.به خدا ارزش داره. این حقیقتی هستش که خودم دارم اینروزا تجربش میکنم.قبلا خیلی افسرده و منزوی بودم.تو جمع یه کلمه هم صدام در نمیومد...ولی حالا خیلی هم پر رو شدم.دارم کلی لذت میبرم از زندگیم. حرف آخر : واسه ترک کردن منتظر اتفاق عجیب و غریبی نباشین که به واسطه اون بتونین ترک کنین. ۸۰ درصد به اراده بستگی داره.لا اقل تلاش خودتونو کنین که بعد عذاب وجدان و افسوس واستون نمونه. قبل از شروع به ترک اسم خدا رو به زبون بیارین و ازش کمک بخواین تا راهش و بهتون یاد بده. باز اگه به مشکل برخوردین من و دوستای خوبم در خدمتیم. یادتون نره هر آدمی فقط یبار بهار جوونی رو تجربه میکنه.
در ادامه مطلب مقاله ای راجب ترک خود ارضایی گذاشتم.مفیده ادامه مطلب + نوشته شده در شنبه 27 تیر1388 13:53 توسط وهاب |
اولاش چقدر کیف داشت..چه حالی! واقعا حال میداد.
واسم عادت شده بود.تا میومدم خونه فورا میرفتم به سراغ ابزاری که منو بیشتر تو اون حس ببره. به خودم میگفتم که اینطوری لذت میبرم.به آرامش میرسم.بعدا هم که واژه ارضا شدن و از تو دهن بقیه شنیدم و به خودم میگفتم باید ارضا شم. سالها گذشت یه سری اتفات افتاد که سیستم بدنم و بهم زد.از همه نظر ریختم به هم.چشمام به دیدن یه سری صحنه ها که قبلا از نظرم عیب بودن عادت کرده بود.خودمم ناراحت بودما ...ولی نمیتونستم چشم پوشی کنم....سالها گذشت....درد ادامه داشت. نور امید واسه همه ما وجود داره.نوری که از طرف خدا به دل ما آدما ساطع میشه.و اگه اون نور و نگیری یه عمر احساس پشیمونی و حسرت تو دلت میمونه. احساس الان من احساس خیلی خوبیه.خودمم باورم نمیشه که دارم از شر این سرطان خلاص میشم. احساس میکنم که نور امید داره پر رنگ تر میشه.دارم به نقطه امید و هدف نهایی میرسم.
نظرات دوستان همسفر.. سلام.اسم من سعید هست.واقعا بعد از خوندن خیلی گریه کردم.آخه سرنوشتت یه جورایی مثل منه.اگه تو از 15 سالگی این کار رو می کردی من از 13 سالگی این کار کثیف رو می کردم.من متولد 67 هستم.آره اولش که فهم درستی نداشتیم این کار رو بهترین کار دنیا می دونستیم.کارم به جایی رسیده بود که تو خیالم با خواهرم....بعد مدتی به خودم اومدم گفتم می دونی آدم خیلی کثیفی شدی.از خودم خیلی بدم می یومد.به خدا قسم می خوردم ترک کنم ولی سر یه هفته نمی شد.ولی الان 1 ماهی که به لطف خدا سراغش نرفتم.گفتم اگه بمیرمم دیگه این کار کثیف رو نمی کنم.آره اولش ازش خوشم می یومد ولی الان به قدری ازش متنفرم که حد نداره.به خودم گفتم پسر ببین یه چیزی چطور تورو داره زمینگیر می کنه.چطور اختیار رو ازت گرفته.همین شد که سعی جدی در ترک بگیرم.خیلی سخته یه عادت چند ساله اونم این لعنتی رو ترک کنی ولی می شه.حالا احساس می کنم مثل اسبی هستم که مانع رو جلوش ورداشتن با سرعت می ره.قشنگ احساس می کنم که جوانی یعنی چی.چرا باید این حس زیبا رو خراب کنیم.خوشحالم که تو هم ترک کردی.به امید روزهای خوش برای دختر و پسر ها ---------------------------------------------------------------------------------- بدون اسم.. سلام.تازه با وبلاگت آشنا شدم،یه عمره گرفتار این مشکلم،خیلیم دلم میخوا بذارمش کنار اما هرکاری میکنم نمیتونم همش موقتیه،هنوز مطالب وبلاگت رو کامل نخوندم،اومدم از اولین پست میخونم... خدا کنه تو بتونی واقعا کمکم کنی ----------------------------------------------------------------------------- دوست۳۳ سلام.خیلی ممنونم که این مطالب رو در وبلاگ نوشتی.من تقربا 5/1 سال هست که مبتلا شدم اما دو هف ته است که می دونم گناهه و چیه من توی اسن دو هفته به جای تقریبا 14 بار زدن 5 بار زدم و همین طور دارم ترک می کنم و با توکل به خدا و باور داشتن این که می تونیم این عادت رو ترک کنیم مطمئن باشید که می تونیم.به هر چیزی مه فکر کنیم و به انجام شدنش اعتقاد داشته باشیم و حس تونستن رو داشته باشیم مطمئنا اون چیر انجام خواهد گرفت.امید وارم هرکسی می خواد ترک کنه و خودم با توکل به خدای بزرگ که همه ی این چیز ها رو آفریده .ترک کنه.موفق باشید ---------------------------------------------------------------------------------- هیچکس سلام من یه دو سالیه مبتلام بیش از 50 دفعه میخاستم ترک کنم ولی هر دفعه دوباره ... + نوشته شده در سه شنبه 9 تیر1388 23:55 توسط وهاب |
میخوام خودمونی صحبت کنم...
گاهی وقتها که فیلمی میدیدم که باعث تحریکم میشد...دلم میخواست جای نقش اصلی فیلم بازی میکردم. یه جورایی حسرت میخوردم.شاید شما هم زمانی اینطوری بشین و حسرت بخورین.. انقدر اعتماد به نفسم پایین اومده بود که احساس میکردم دیگه هیچ وقت نمیتونم ازدواج کنم.. ولی الان میبینم سخت در اشتباه بودم...چون وقتی جامعه خودم رو میبینم که حتی آدمایی با بدترین وضع ممکن تونستن ازدواج کنن نظرم برگشت. راستش ما فکر میکنیم همه مشکلاتمون با ازدواج حل میشه!!!! واسه همین اصلا از دوران مجردی لذت نمیبریم.. چند وقت پیش از یه سایت چند تا از مزیتهای مجرد زیستن رو پیدا کردم.خیلی منو امیدوار کرد.یعنی با خوندنش حتی از ازدواج هم منصرف شدم و الان تازه قدر خودم رو بیشتر میدونم. امیدوارم شما هم قدر این دوران رو بیشتر بدونین. برای خوندن مزایای مجردی به ادامه مطلب برید.... پ.ن: غزل خانوم لطفا بیشتر توضیح بدین تا متوجه بشم مشکلتون چیه.ممنون + نوشته شده در یکشنبه 9 فروردین1388 13:17 توسط وهاب |
خیلی جالبه.بیشتره روانشناسا میگن خود ارضایی بی ضرره.میگن نیازه طبیعیه! احساس گناه رو هم عقاید پوچ مذهبی میدونن!!!!
خیلی عوامل باعث میشه که ما در لحظاتی که حالمون بده خودارضایی رو لذت بخش و چاره ای برای تخلیه شدن فکری و جنسی بدونیم.و هیچ توجیحی نداریم واسه غلط بودن کارمون. راستش اکثره ما عاقبت اندیش نیستیم.یا به اصطلاح برای حال زندگی میکنیم نه آینده.۵ دقیقه لذت میبریم و ۵ ساعت گریه میکنیم. به این فکر نمیکنیم که آرامشه لحظه ای دردهای طولانی به همراه داره.بعدش هم خودمونو سرزنش میکنیم. لطفا یکم قبل از انجام این کار فکر عاقبت بعدشم بکنین خیلی از دوستای خوده من میگفتن وقتی استمنا میکنن روحیشون بهتر میشه.اینا بیشتر منو تحریک به اینکار میکردن.همشون دروغ میگفتن.همشون.اینا کسایی بودن که هیچ وقت خیر دیگری رو نمیخواستن. ما از آدمای معتاد بدمون میاد.و شاید هم مسخرشون کنیم.اما مگه ما خودمون معتاد نبودیم؟چه فرقی داره؟مگه اعتیاد فقط به کراک و شیشه و کوکایینه؟ عوارض اعتیاد ما از کراک و شیشه هم بدتر بود...حتی نیازی هم نبود واسه خرید موادش پول خرج کنیم.ما با دست خودمون داشتیم خودمونو بیچاره میکردیم. شاید ما از اون معتاد کنار خیابون هم وضعیت روحیمون بدتر بود...آیا کسی میتونه درک کنه؟ من زیاد اهل مذهب و دین نیستم.گرچه به اسم مسلمونم.ولی گاهی احساس میکنم همین ترس از گناه بودن اینکار چقدر میتونه منو از انجام این کار بازداره. ما اصلا نباید بین ارزش گناها فرق بزاریم.گناهای کبیره به یه اندازه گناهه و کم و زیاد نداره.کسی که استمنا میکنه با کسی که زنا میکنه فرقی نداره.هر چند همه ما احساس میکنیم زنا کردن گناهه خیلی بزرگیه. ما وقتی ارزش گناهه کاری رو کم بدونیم ممکنه به سمتش کشیده بشیم.ولی خدا آدم زنا کاری که پاک شده باشه رو هم میبخشه. اگه کسی که الان خود ارضایی میکنه بدونه که بعد از ترک کردن چقدر روحیش عوض میشه حاضره همین حالا استمنا رو واسه همیشه بزاره کنار. من خودم آدمی خجالتی شده بودم.استمنا منو منزوی کرده بود.توی جمع ساکت میموندم.توی ارتباط با جنس مخالف به مشکل بر میخوردم.اصلا بلد نبودم با کسی حرف بزنم.توی دنشگاه هم هیچ وقت به دختری نگاه نمیکردم. اما حالا اعتماد به نفسم فوق العاده زیاد شده.خودم احساس میکنم که این اعتماد به نفس باعث شده که توی درسام هم قوی تر بشم. من الان جلوی دیدن صحنه های مبتذل رو از چشمام گرفتم.یه جور تحریم واسه پاک بودن. باور کنین این راه ارزشش رو داره.ممکنه اولش یکم سخت باشه اما بعده ۱ماه انقدر خود ارضایی واستون کوچک و کم ارزش میشه که وقتی یاد گذشتتون میفتین کلی میخندین. همه چی اولش سخته.باور کنین اگه الان که جوون هستین ترک نکنین بعدا خیلی سخت میشه.الان خیلی ها هستن که بخاطر ترک نکردنه خود ارضایی با داشتن ۴۰ سال و دو فرزند باز هم خودشون رو ارضا میکنن.باورش سخته.مخصوصا واسه منی که فکر میکنم چاره این کار ازدواجه. واسه همتون آرزوی موفقیت میکنم.به امید روزای آفتابی
پ.ن: کوزه گر همیشه از کوزه شکسته آب میخوره! + نوشته شده در یکشنبه 2 فروردین1388 12:15 توسط وهاب |
چرا؟ چرا ؟ چرا پدر من؟
درد دارم.تمام عضلاتم درد میکنه.فریاد هایی که به هیچ نتیجه ای نمیرسید. من تعجب میکنم.مگه پدر من نوجوون و جوون نبوده؟ یعنی اون تاحالا یه بار هم خودش رو ارضا نکرده؟ مگه میشه؟ اون که این همه بد بختی و گرفتاریهای منو دید و هیچی نگفت.نمیدونم واقعا نمی دونست یا خودش رو به در ندونستن میزد!!! این همه کمردرد و ناراحتی اعصاب من و ندید !!! واقعا جالبه.۲۰ سالم بود که اومد بهم تذکر داد که اگه توی خواب جنب شدی باید صبحش غسل کنی و نماز بخونی!!! غسل چیه؟ نماز چیه؟ دلم میخواست بهش بگم: آخه پدر من.تو توی کدوم دنیا داری زندگی میکنی؟اصلا دین چیه؟من درد دارم. وقتی که سیب یا تخمه داشت میخورد صدای خوردنش روانیم میکرد.سرم و میزدم به دیوار.بهم میگفت تو نرمال نیستی. این همه علاءم و نشونه ها رو ندید انگار. گفت برو پیش دکتر اعصاب.گفتم چشم.رفتم پیش دکتر.۲جور قرص واسم نوشت. یکی:هالوپریدول..اون یکیش یادم نیست. اولین قرصی که خوردم بعده ۱ ساعت دهنم کف کرد.تمام دنیا وارونه شده بود انگار.هر وقت میرفتم پیش بابام مینشستم میگفت: قرصات رو خوردی اینجا نشستی؟ به کی باید میگفتم که من روانی نیستم.من واسه آرامش روحی استمنا میکردم.بدون کوچکترین تحریک جنسی. همه اینا تجربه ای شد که اگه یه روزی خودم یه پسر داشتم اونوقت همه جوره هواشو داشته باشم. بارها با خودم میگم چرا همه سالم هستن و من اینجوری به دام افتادن؟ چرا من باید عینک بزنم؟ ۲۰ سال از زندگیمو ریختم توی سطل آشغال.من تازه دارم زندگی میکنم.من تازه از باتلاق در اومدم و دارم نفس میکشم.حسرت نمیخورم! من واقعا دارم لذت ترک کردن رو احساس میکنم.دیگه تقصیرات اشتباهات گذشته رو گردن کسی نمیندازم.هر کسی مشغولیت فکری خودش رو داره. دیگه به گذشته کثیفم فکر نمیکنم.منی که فقط به خودکشی فکر میکردم الان امیدم خیلی زیاد شده به زندگی. هنوز دستام میلرزه و موهام میریزه اما روز به روز دارم بهتر میشم.چقدر این حس خوبه. خدایا به همه جوونا کمک کن تا احساس تنهایی نکنن. + نوشته شده در سه شنبه 27 اسفند1387 13:40 توسط وهاب |
یه روش خوب و مفید (جدید) اسم این روش جدول ترک هستش.البته این اسم رو خودم روش گذاشتم. این روش رو از یه روانشناس و مشاور خوب و حرفه ای یاد گرفتم.این روش با اینکه خیلی ساده هستش ولی شما رو از این بلاتکلیفی و بی برنامگی خارج میکنه. مواد لازم: یک عدد خودکار و یک عدد کاغذ و یک خط کش روش کار: شما برای شروع یک جدول ساده طراحی میکنید .داخل جدول روزهای هفته (شنبه.یکشنبه.دوشنبه و........) رو مینوسین.برای شروع بهتره برنامتون ۱ماهه باشه.یعنی برنامتون واسه ۴هفته هستش.بعدا بیشتر میشه(بعد از ماه اول) بعد از کشیدن جدول شروع میکنید به پر کردن اون البته نه اینکه همش و یه دفعه پر کنید.شما از اینجا شروع کنید.مثلا امروز اگه یکشنبه هست ....شما داخل جدول روز چهار شنبه یه علامت کوچک با خودکار بزنین.معنی این علامت اینه که شما اجازه دارین روز چهار شنبه خودتون رو ارضا کنین.و قبل از اون حق همچین کاری رو ندارین.یعنی توی این مدت ۳روز باید خودتون رو از هر نوع عامل تحریک آمیز دور کنین. بعد از اینکه چهار شنبه شد و شما این کار رو انجام دادین یه تیک روی روز چهارشنبه بزنین.این تیک یعنی اینکه شما با موقیت ۳روز خوب رو پشت سر گذاشتین. حالا شما باید سه روز رو به چهار روز افزایش بدین.یعنی اینکه کنار روز یکشنبه یه علامت کوچولو با خودکار بزنین و همینکار و تا آخر این ماه ادامه بدین.و بعد از اینکه مثلا به فلان روز رسیدین با توجه به ظرفیت خودتون مدت زمان (تعداد روزها) رو زیاد کنین. توجه : شما طوری برنامه ریزی کنین که مجبور نشین تعداد روزا رو کم کنین.یعنی با توجه به ظرفیت خودتون برنامه بریزین.یعنی اگه خودتون رو مقید کردین که چهار روز استمنا نکنید دفعه بعد نیاین چهار روز رو بکنین سه روز !!! این نشون دهنده ضعف شماست. هر کس ظرفیت خودش رو میدونه.حتی اگه خیلی اوضاع شما وخیمه میتونین از ۱ یا ۲ روز هم شروع کنید. مزایای این روش اینه که شما رو از بلاتکلیفی و نا امیدی خارج میکنه. و به شما ثابت میکنه که شما اراده ترک کردن رو دارین و فقط نیاز به یه برنامه منظم دارین. فقط از شما میخوام وقتی با خودتون قرار گذاشتین تا سه روز استمنا نکنین...واقعا سر حرف خودتون باشین حالا به هر نحوی شده ..به خودتون خیانت نکنین.در غیر اینصورت شما هیچ وقت نمیتونین ترک کنید نه استمنا نه هر چیز دیگه ای رو.... حتما این راه و امتحان کنین و نتیجش رو بگین.ارزش امتحان کردن رو داره. + نوشته شده در یکشنبه 18 اسفند1387 11:31 توسط وهاب |
فقط از خدا کمک بخواه... فقط اونه که دردت رو میدونه.روانپزشک و مشاور یه پولی میگیره و هیچ کمکی بهت نمیکنه. حتی عزیزترین شخصی که باهات راحته با حرفاش بهت امید میده و میره...بازم میمونی خودت و خودت. اما اونی که هر لحظه نگرانته و دلش میخواد سالم و سرحال دوباره برگردی پیشش هیچ وقت ازت قافل نمیشه. خدا هیچ چشم داشت و توقعی ازت نداره.از ته دل ازش بخواه خدایا کمکمون کن + نوشته شده در پنجشنبه 15 اسفند1387 21:24 توسط وهاب |
|